غضنفر کارخونه سوسیس کالباس میزنه ، رو بسته بندی محصولاتش مینویسه : تهیه شده از گاو تازه
![]()
|
دل نوشته های آوا |
|
|
سلام چه طورید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد از ماه ها آبیدم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دلم واسه همتون تنگیده بود بعد از این قول میدم زود به زود آب کنم چون خیلی ها از جوک و اس ام اس خوششون اومده بود میخوام بازم بزارم غضنفر داشت آب جوش ميريخته توي باغچه! غضنفر کارخونه سوسیس کالباس میزنه ، رو بسته بندی محصولاتش مینویسه : تهیه شده از گاو تازه
غضنفر منچ بازي ميكنه ، مار نيشش ميزنه !!!
قلب من تقدیم به کسی که هر از گاهی یادی از دل خسته ما می کند.
فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم میزند ! آلبرت انیشتین دوستت دارم. دوستتدارم . دو ستت دارم. دو ستتدارم... دارم تمرین خوشنویسی می کنم.جدی نگیریا!!! اگه یه پروانه اومد نشست رو شونت بکشش... اون بی سلیقه همون بهتر که بمیره! میگن تنها چیزی که عادلانه تقسیم شده عقله چون کسی نمیگه عقلم کمه!
دلم میخواد تاب بازی کنم میشه بیام تو ذهنت؟؟!! آخه شنیدم ذهنت تاب داره! آگهی استخدام : به علت شروع درو گندم به یک عدد مترسک نیازمندیم لطفا با ما تماس بگیرید.
پیام عشقولانه سال : عزیزم بیا با قایق عشق با هم پتیکو پتیکو پرواز کنیم!
فرق باتری با مادر زن در چیست ؟ باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر زن هیچ چیز مثبتی ندارد!!! پنج دادش یه تاکسی میخرن بعد یک ماه ورشکست میشن میدونین چرا ؟ چون پنج تایی با هم میرفتن مسافر کشی !
از رخش رستم به الاغ ملانصرالدین اگه در دسترس هستی اسبه زنگ ميرنه سيرك ميگه اقا شما برا سيركتون اسب نمي خواين؟ یارو ميگه هنرت چيه؟ اسبه ميگه احمق دارم حرف میزنم
+
تاريخ جمعه دهم تیر 1390ساعت 12:27 نويسنده آوولی
|
سسسسسسسسسسسسسسلام
خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلم واستون خیلی تنگ شده بود
آخه مسافرت بودم
رفته بودم مشهد
جاتون خیییییییییییییییلی خالی بود
خیلی خوش گذشت
یک شنبه اون هفته رفتیم با هواپیما
من خیییلی از هواپیما میترسم
ولی خوب بعد که رسیدیم خیالم راحت شد
بعدش برا نماز رفتیم حرم ولی اوف چه نمازی بود این قدرترافیک بود که وقتی رسیدیم رکعت اول تموم شده بود راستی چون تعدادمون زیاد بود با دو تا ماشین رفتیم ولی بعد مامانم و اینا رو گم کردیم جاتون خالی نیم ساعتی معطل شدیم خلاصه خیللللللللللللللی خوش گذشت کلی بازار رفتیم رفتیم الماس شرق-زیست خاور یه عععععععععععععالمه چیز خریدم خوب خیلی حرف زدم برا همتونم دعا کردم نظر یادت نررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررره
+
تاريخ شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 19:47 نويسنده آوولی
|
+
تاريخ یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 0:39 نويسنده آوولی
|
تست هوش باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد (آسانی سوالات شما را گول نزند !!!). 1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟ 2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟ 3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟ 4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟ 5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟ 6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟ 7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟ 8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟ 9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟ 10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟ ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش پاسخ تست ها . . . . . 1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند 2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1/5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید) 3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که 4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است) 5- او 9 گوسفند خواهد داشت 6- کبریت 7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد 8- همان2 سیب 9- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی) 10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)
+
تاريخ سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 19:26 نويسنده آوولی
|
سیلام خوفید دلم واستون یه ذره شده بود یه ویروس خیلی بد افتاده بود رو لپ تاب خیلی بد بود
خوب بریم سراغ آپم اگه گفتین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!! . . . .
تفلد تفلد تفلدم مبارک مبارک مبارک تفلدم مبارک خوب من صبح ۳۱ مرداد به دنیا اومدم از بعضی از دوستام تشکر میکنم که قبل از این که آپ کنم تولدم رو تبریک گفتن خوب بعضی ها کیک میخوان اینم یه کیک خوشمل
اینو چون عاشق رنگ صورتی ام اینم چون عاشق شکلاتم
اینم چون خوشگل بود!!!!!!!!
خوب دیگه بسه نماز روزه هاتون قبول نظر یادتون نره خدافظ
+
تاريخ شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 23:14 نويسنده آوولی
|
سییییییییییییلام
حالتون خوبه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدارو شکر
این عید رو به همه شما دوستان تبریک میگم
خوب دیگه هر جا هستین خوش باشین
خدافظ
دوستان عزیز اوولی سلام من ملیکا هستم و این قسمت رو فقط برای اوا گذاشتم: آوااااااااااااااااااااااااااااا کشتیم منو تو بار شونصدمه میام میبینم برای مطلبت عنوان نذاشتیییییییییییییییییییییییی طبق معمول خودم عنوان گذاشتم بای
+
تاريخ دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 19:54 نويسنده آوولی
|
دخترها : 1- توی ماهیتابه روغن میریزن
2- اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن
3- تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن
4- چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن
1- توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن
2- توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن
3- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن 4- توی ماهیتابه روغن میریزن
5- توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن
6- یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
7- چند تا فحش میدن . . . 8- دنبال کبریت میگردن
9- با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره
10- ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی می داد!)
11- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن
12- تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن
13- چند تا فحش میدن و لباس میپوشن
14- میرن سراغ بقالی سر کوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن
15- تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن
16- روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن
17- تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن
18- دنبال نمکدون میگردن
19- نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن
20- دنبال کیسه ی نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن
21- نمکدون رو پر از نمک میکنن
22- صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون
23- نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن
24- بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه
25- چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن
26- توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن
27- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن
28- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون
29- سریع برمیگردن توی آشپزخونه
30- تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
31- ماهیتابه رو میندازن توی سینک
32- دنبال ظرفهای مسی میگردن
33- قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن
34- چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن
35- یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن
36- چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن
37- یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه
38- روی باقیمانده ی تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن
39- چند تا فحش میدن و بلند میشن
40- نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن
41- قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن
42- چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن
43- با یه پارچه ی تنظیف قابلمه رو برمیدارن
44- پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن
45- نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخو
+
تاريخ یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 18:37 نويسنده آوولی
|
دايناسوره به دوست دخترش ميگه مياي بريم سينما …ميگه نه!… مياي بريم شام.. ميگه نه! ..مياي بريم خونمون… ميگه نه!….. دايناسوره ميگه … به درک خوب همين کارارو کردي نسلمون منقرض شد ديگه! غضنفر چهار تا قالب صابون میخوره تا به مرز خودكفایی برسه! دکتره نبض بیمار را گرفت و گفت: نمیدانم مریض مرده یا ساعت من خوابیده! معلم به شاگرد می گه: 5 تا حیوان درنده نام ببر شاگرد میگه: 2 تا ببر 3 تا شیر! از یارو میپرسن از چه تریپ لبی خوشت میاد؟ میگه: از لبِ جو! از فریدون میپرسن: از زنت میترسی؟ میگه: من؟! ...مـــن؟! ...مـــــن؟!... عین سگ! به یارو گفتند: سلام. گفت:هان! گفتند: نگو هان، بگو علیك سلام. گفت: آهان! یارو یه سكه از زیر خاك پیدا میكنه، روش نوشته بوده تاریخِ ضرب: 200 سال قبل از میلاد از غضنفر میپرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش دارم..... خب اونم! نه یارو مهم میشه زیرش خط میكشن، تو امتحان میاد! یارو بیهوا میاد تو اتاق، خفه میشه! به یارو میگن: كجا داری میری؟ میگه: دارم برمیگردم! به یارو می گن با وطن جمله بساز. میگه من رفتم حمام و تنم را شستم. می گن نه! با ط دسته دار. میگه اتفاقاً با طی دسته دار شستم! ترجمه ی I LOVE YOU به زبان لری : دردت بزنه تنگ دلم! قلی داشته با اخم پولکی می خورده بهش میگن چته؟ ولی به خدا این چیپسا شیرینه!
غضنفر میگه : خدایا حالا که ابر میفرستی بارون نمیاری ! از غضنفر میپرسن نظرت راجع به زلزله چیه ؟ به گلنار ميگن چرا خدا اول مرد رو آفريد، بعد زن رو؟ ميگه شما هم اگه بخواهيد چيزی بنويسيد اول چکنويس ميکنيد بعد پاکنويس! غضنفر دفتر ازدواج میزنه تبلیغ میکنه:
+
تاريخ پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 14:57 نويسنده آوولی
|
سلام
سلام به همه دوستای گلم ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم میخوام درباره عکسای عاشقانه آپ کنم نظر یادتون نره
ادامه مطلب
+
تاريخ دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 12:33 نويسنده آوولی
|
سلام به ههههممممممممههههههههههههههههه دوستای گلممممممممممممم خوبین؟خوشین؟سلامتین؟اگه جوابتون + که الهی شکر اگه _ چراااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خب بریم سر آپم راستی ببخشید به قول یکی از دوستان که کامنت گذاشته بود من همش خداحافظی کردم ولی الان که امتحانام تموم شد جبران میکنم: این آپ رو به احترام اسما جونم میزارم شعر عاشقانه: گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم خب نظرم یادتون نره لفطا مرسی بای تا های
+
تاريخ جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 21:16 نويسنده آوولی
|
|
|